اگر شماهم درگیر این سوال هستین که چگونه مانتو را ست کنیم ؟ بدون شک این پست خیلی بهتون کمک میکنه.
داشتن استایل زیبا و هماهنگی در ظاهر باعث می شود شیک تر و تاثیرگذارتر به نظر بیاییم. حتی اگر گران ترین و خوش رنگ ترین لباس ها را داشته باشیم اما اصول صحیح پوشیدن آن ها را ندانیم، نمی توانیم ظاهری آراسته داشته باشیم. اصول و روش های ست کردن بحث بسیار مفصل و جذابی است، که دانستن درباره آن دید ما را نسبت به رنگ ها، جنس پارچه ها، موقعیت ها و… هرچیزی که باعث بهتر دیده شدنمان می شود را باز می کند.
مانتو بیشترین سهم را در پوشش و ظاهر ما دارد. در واقع هسته ی مرکزی استایل ما را مانتو تشکیل داده است. در کنار آن شال یا روسری، شلوار، کیف و کفش و اکسسوری ها کامل کننده استایل ما هستند.
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
ست کردن مانتو
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
استایل مانتو کژوال
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
چگونه مانتو را ست کنیم؟
تقریباً همه ی ما با اصول کلی لباس پوشیدن آشنا هستیم. این که لباس های کاملاً اندازه، یکرنگ و راه راه عمودی باعث بلندتر و لاغرتر دیده شدنمان می شود. یا لباس های چند لایه، راه راه افقی و رنگ روشن باعث چاق تر و کوتاه تر دیده شدنمان می شود. برای این که بدانیم چه لباس هایی و چه رنگ هایی در کنار هم، همخوانی دارند و به درستی ست شده اند ابتدا باید اصول رنگ شناسی را بدانیم.
رنگ ها تاثیرات روانی مثبت و منفی بر ما و اطرافیان ما می گذارند. رنگ ها شامل رنگ های اصلی مثل قرمز، زرد و آبی، رنگ های ثانویه مثل سبز، نارنجی و بنفش، و رنگ های ترکیبی که از ترکیب رنگ های اولیه و ثانویه به وجود می آیند، هستند.اگر رنگ ها را به سه دسته گرم و سرد و خنثی تقسیم کنیم. رنگ های گرم و سرد خود دو دسته روشن و تیره دارند. در واقع رنگ گرم و سرد به حسی که از دیدن یک طیف رنگی به وجود می آید گفته می شود.
اصولاً رنگ های گرم مثل نارنجی، قرمز و قهوه ای رنگ های انرژی بخش هستند و رنگ های سرد مثل سبز و آبی باعث ایجاد آرامش و خونسردی می شوند.
اگه از این مطلب خوشت اومد لایک کن وکامنت بزار
در نیویورک، در ضیافت شامى که به منظور جمعآورى کمک مالى براى
مدرسهاى مربوط به بچههاى داراى ناتوانى ذهنى بود، پدر یکى از بچهها
نطقى کرد که هرگز براى شنوندگان آن فراموش نمىشود.
او با گریه گفت: «کمال، در بچه من «شایا» کجاست؟
هر چیزى که خداوند مىآفریند کامل است، اما بچه من نمىتواند چیزهایى
را بفهمد که بقیه بچهها مىتوانند. بچه من نمىتواند چهرهها و چیزهایى را
که دیده، مثل بقیه بچهها به یاد بیاورد. کمال خدا در مورد شایا کجاست؟»
افرادى که در جمع بودند، با شنیدن این جملات، شوکه و اندوهگین شدند…
پدر شایا ادامه داد: «به اعتقاد من، هنگامى که خدا بچهاى شبیه شایا را به
دنیا مىآورد، کمال آن بچه را در روشى مىگذارد که دیگران با او رفتار
مىکنند.» و سپس داستان زیر را درباره شایا تعریف کرد:
«یک روز که شایا و من در پارک قدم مىزدیم، تعدادى بچه را دیدیم که
بیسبال بازى مىکردند. شایا پرسید: بابا، به نظرت اونا منو بازى مىدن…؟
من مىدانستم که پسرم بازى بلد نیست و احتمالا بچهها او را توى تیمشان
نمىخواهند؛ اما فهمیدم که اگر پسرم براى بازى پذیرفته شود، حس یکى
بودن با آن بچهها مىکند. پس به یکى از بچهها نزدیک شدم و پرسیدم که آیا
شایامىتواند بازى کند؟! آن بچه به همتیمىهایش نگاه کرد تا نظر آنها را
بخواهد، ولى جوابى نگرفت و خودش گفت: ما 6امتیاز عقب هستیم و بازى
در رآند 9 است. فکر مىکنم اون بتونه در تیم ما باشه.
در نهایت تعجب، چوب بیسبال را به شایا دادند! همه مىدانستند که این
غیرممکن است؛ زیرا شایا حتى بلد نیست که چطور چوب را بگیرد! اما
همین که شایا براى زدن ضربه رفت، توپگیر چند قدمى نزدیک شد تا توپ
را خیلى آرام بندازد که شایا حداقل بتواند ضربه آرامى به آن بزند. اوّلین
توپى که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد!
یکى از همتیمىهاى شایا نزدیک شد و دوتایى چوب را گرفتند و روبهروى
پرتابکن ایستادند. توپگیر دوباره چند قدمى جلو آمد و آرام توپ را
انداخت. شایا و همتیمیش، ضربه آرامى زدند و توپ نزدیک توپگیر افتاد؛
توپگیر، توپ را برداشت و مىتوانست به اوّلین نفر تیمش بدهد و شایا باید
بیرون مىرفت و بازى تمام مىشد. اما به جاى این کار، او توپ را جایى
دور از نفر اوّل تیمش انداخت و همه داد زدند: شایا، برو به خط اوّل، برو
به خط اوّل!!! تا به حال شایا به خط اوّل ندویده بود!
شایا هیجانزده و با شوق، خط عرضى را با شتاب دوید. وقتى که شایا به
خط اوّل رسید، بازیکنى که آنجا بود مىتوانست توپ را جایى پرتاب کند
که امتیاز بگیرد و شایا از زمین بیرون برود، ولى فهمید که چرا توپگیر،
توپ را آنجا انداخته است. توپ را بلند، آنطرف خط سوم پرت کرد و همه
داد زدند: بدو به خط 2، بدو به خط 2!
شایا به سمت خط دوم دوید. در این هنگام بقیه بچهها در خط خانه
هیجانزده و مشتاق، حلقه زده بودند…همین که شایا به خط دوم رسید، همه
داد زدند: برو به 3!!! وقتى به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و
فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه…! شایا به خط خانه دوید و همه 18
بازیکن، شایا را مثل یک قهرمان روى دوششان گرفتند
مانند اینکه او یک ضربه خیلى عالى زده و کل تیم برنده شده باشد…»
پدر شایا در حالى که اشک در چشمانش بود، گفت: «آن 18 پسر به کمال
رسیدند.»
این داستان را تعمیم بدهیم به خودمان و همه کسانى که با آنها زندگى
مىکنیم. هیچکدام ما کامل نیستیم و جایى از وجودمان ناتوانىهایى داریم،
اطرافیان ما هم همینطورند.
بیایید با آرامش، از ناتوانىهاى اطرافیانمان بگذریم و همدیگر را به خاطر
نقصهایمان خُرد نکنیم؛ بلکه با عشق، هم خودمان را به سمت بزرگى و
کمال ببریم و هم اطرافیانمان را.
«آسمان فرصت پرواز بلندیست
قصه این است چه اندازه کبوتر باشى.»
شایعه
زنی در مورد همسایه اش شایعات زیادی ساخت و شروع به پراکندن آن کرد. بعد از مدت کمی همه اطرافیان آن همسایه از آن شایعات باخبر شدند.
همسایه اش از این شایعه به شدت صدمه دید و دچار مشکلات زیادی شد. بعدها
وقتی که آن زن متوجه شد که آن شایعاتی که ساخته همه دروغ بوده و وضعیت
همسایه اش را دید از کار خود پشیمان شد و سراغ مرد حکیمی رفت تا از او کمک
بگیرید بلکه بتواند این کار خود را جبران کند.
مرد حکیم به او گفت: به بازار برو و یک مرغ بخر آن را بکش و پرهایش را در مسیر جاده ای نزدیک محل زندگی خود دانه به دانه پخش کن.
آن زن از این راه حل متعجب شد ولی این کار را کرد. فردای آن روز حکیم به او گفت حالا برو و آن پرها را برای من بیاور.
آن زن رفت ولی ۵ تا پر بیشتر پیدا نکرد.
مرد حکیم در جواب تعجب زن گفت انداختن آن پرها ساده بود ولی جمع کردن آنها
به همین سادگی نیست همانند آن شایعه هایی که ساختی که به سادگی انجام شد
ولی جبران کامل آن غیر ممکن است.
پس بهتر است از شایعه سازی دست برداری.
یک تونل بسیار جالب ساخته شده از بطری در مشهد بسیار جلب توجه می کند.
سازهای در میدان “احمدآباد” مشهد که با استفادهی از بُطریهای خالی نوشابه ایجاد شده است.
سالانه صدها میلیون بطری پلاستیکی برای آب و انواع نوشیدنیهای دیگر در جهان تولید میشود. بخش اعظم این بطریها از “پلی اتلین ترفتالات” (PET) تولید میشوند که برای آن نیاز به نفت خام است. از سوی دیگر، بر اساس برآوردها، برای تولید هر بطری پلاستیکی سه برابر حجم خود بطری، آب مصرف میشود.
تونل بطری
تونل ساخته شده از بطری